تبليغاتX
html> Sinners Land - کلاه گیس و دل خالی

Sinners Land

حال من خوبه، مثل زدیِ زدهِ تخم مرغ های مرغ های ماشینی...

مثل جیب و کف دستم آسمان خالی بود،

ابرها می رفتند

خورشید و کبریت و ماه و روستا و... می رفتند!

کچلی می آمد

مثل پشم و خشم و ریش و چک های برگشتی

دل من پر می شد

تا این جا

تا اینجا

...

((کچل ها دلشان خالی نیست، هم هنوز مو هست و هم هنوز جای خالی، هم هنوز پشت گردن مو هست و هم هنوز تا پشت لب ها جای خالی!))


+ نوشته شده در شنبه بیست و سوم مرداد 1389ساعت 12:56 توسط علی هاشمی